نوشته‌ها

عنوان اصلی مقاله: Gray Is A Color You Want To Avoid
تاریخ انتشار و نویسنده: By Clinton M Padgett – February 14, 2022
وب‌سایت منتشر کننده: Forbes
 لینک اصلی مقاله

در مدیریت پروژه، سیاه و سفید دوستان شما هستند و خاکستری این‌طور نیست. به عنوان یک مدیر پروژه، شما نیاز دارید تا با اطلاعات کاملاً واضح و تاییدشده سر و کار داشته باشید، نه با یک سری مفروضات. هرگاه فرضیاتی مطرح می‌شوند که مورد اعتبارسنجی قرار نگرفته‌اند، آنگاه اشتباهات نیز رخ می‌دهند، جداول زمانی به تعویق می‌افتند و پروژه‌ها با شکست مواجه می شوند.

فرضیات چیزهای خطرناکی هستند، و مانند هر چیز خطرناک دیگر – مثل بمب یا کیک توت‌فرنگی – اگر مرتکب حتی کوچک‌ترین اشتباهی در آنها شوید، ممکن است خود را غرق در یک دردسر وحشتناک بیابید. به زبان ساده، فرض‌کردن به این معنی است که باور کنید چیزی به شکل خاصی است، تنها با داشتن شواهد اندک یا حتی بدون شواهدی که نشان دهد تصوّرتان صحیح است. و حالا بلافاصله متوجه می‌شوید که چرا این امر می‌تواند به یک دردسر وحشتناک منجر شود. به عنوان مثال، ممکن است یک روز صبح از خواب بیدار شوید و فرض کنید که تخت شما در همان جایی است که همیشه قرار داشته‌است، بدون اینکه هیچ مدرک واقعی دال بر صحت این موضوع در اختیار داشته باشید، اما وقتی از رخت‌خواب خود بیرون می‌آیید، ممکن است به یک‌باره متوجه شوید که تخت شما بر روی دریا شناور شده‌ و حالا به خاطر فرض نادرستی که داشته‌اید، در دردسر وحشتناکی می‌افتید. می‌بینید که بهتر است زیاد هم فرض نکنید، مخصوصاً اول صبح.

– لمونی اسنیکت (Lemony Snicket) – کتاب مدرسه‌ی سخت‌گیر (The Austere Academy)

همان‌گونه که لمونی اسنیکت، نویسنده‌ی مجموعه کتاب‌های ماجراهای ناگوار (A Series of Unfortunate Events) بیان می‌کند، مفروضات خطرناک هستند. مفروضات به ندرت بر اساس واقعیت بنا نهاده شده‌اند و عموماً مبتنی بر دیدگاه‌های شخصی هستند، نه واقعیات موجود. تصور کنید که چگونه این امر می‌تواند بر روی توانایی شما در مدیریت یک گروه تأثیر بگذارد، چنانچه شما – یا دیگران – بخواهید در رابطه با موضوعی به واضحی کنترل پیشرفت و تکمیل کار‌ها، به فرضیات متوصل شوید.

در «روش موفقیت پروژه (Project Success Method)» برای هر فعالیت مدیری به کار گرفته می‌شود تا مطمئن شویم تمام وظایف تکمیل می‌شوند. در جلسه‌ی برنامه‌ریزی برای هر پروژه، مهم است که یک ساختار تفکیک کار (WBS) ایجاد کنید؛ لیستی از تمام فعالیت‌های پروژه از هر نوعی که در زمان حاضر به فکر گروه شما می‌رسند. در اینجا «در زمان حاضر» اهمیت دارد، زیرا به ندرت پیش می‌آید که حتی بهترین گروه‌ها بتوانند تک‌تک وظایفی که لازم است تکمیل شوند را در همان ابتدای پروژه پیش‌بینی کنند. این فعالیت‌ها هیچ ترتیب خاصی نخواهند داشت، زیرا که هنوز توالی آنها مشخص نشده‌است. همچنین آنها لزوماً مالک یا مدت زمان نیز به خود اختصاص نداده‌اند. این به معنای واقعی کلمه فقط لیستی از فعالیت‌ها خواهد بود.

البته این وظایف نمی‌توانند بدون مالک باقی بمانند. به هر وظیفه باید یک مالک اختصاص داده شود – یعنی یک مدیر فعالیت – یک نفر برای هر فعالیت. مدیر فعالیت قبول می‌کند که از انجام و تکمیل آن کار اطمینان حاصل نماید. این همان فردی است که به مدیر پروژه نگاه می‌کند و می‌گوید: «این وظیفه متعلق به من است. من مطمئن خواهم شد که این وظیفه انجام می‌شود.» این بدان معنا نیست که مدیرانِ فعالیت‌ها پذیرفته باشند که کار را هم خودشان انجام دهند، بلکه تنها قبول کرده‌اند که نقطه‌ی واحد تماس در خصوص آن فعالیت باشند. مفهوم نقطه‌ی واحد تماس بسیار مهم است، زیرا سردرگمی را کاهش داده و به شفافیت این موضوع که چه کسی صاحب چه کاری است می‌افزاید.

در کار پروژه‌ای، سیاه و سفید دوستان شما هستند و خاکستری دشمن شما. هر چیز خاکستری و مبهمی در دادگاه مدیریت پروژه بر علیه شما مورد استفاده قرار می‌گیرد. مفروضات، انتظاراتی را ایجاد می‌کنند که بر اساس هیچ چیز بیشتری از آنچه شما فکر می‌کنید واقعیت است، و نه آنچه واقعاً واقعیت است، بنا نهاده نشده‌اند. مدیریت موفق پروژه در فضای خاکستری امکان‌پذیر نیست – سیاه و سفید برای موفقیت شما بسیار حیاتی هستند. هر چیزی خاکستری و مبهم در دادگاه مدیریت پروژه بر علیه شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

من را در توئیتر یا لینکدین دنبال کنید. سری هم به تارنمای من بزنید.

pastedGraphic.png


منتشر شده در وب‌سایت Forbes
برگردان توسط حامد معین‌فر
در شرکت مهندسین فناور پندار آریا – پنداریا

عنوان اصلی مقاله: ?So what is the Project Economy
تاریخ انتشار و نویسنده: BY ANTONIO NIETO-RODRIGUEZ – DECEMBER 14, 2021
وب‌سایت منتشر کننده: Linkedin
 لینک اصلی مقاله

اقتصاد پروژه‌ای

مدافع جهانی مدیریت پروژه | از اعضای Tinkers50 | مدیر PMO | رئیس پیشین هیأت مدیره و همکار PMI | پروفسور | نویسنده | مربی اجرایی

طی هفته‌های اخیر، هاروارد بیزینس ریویو (Harvard Business Review) بالاخره تصدیق کرد که ما در عرصه‌ی جدیدی قرار داریم، عرصه‌ی پروژه‌ها؛ این‌که مدیریت پروژه اهمیت دارد، و آینده‌ی کار مبتنی بر پروژه‌ها خواهد بود.

این، در مقاله‌ی اختصاصی من با عنوان «اقتصاد پروژه وارد می‌شود» پوشش داده شده‌است، یکی از اولین بارهایی که HBR، تأثیرگذارترین نام تجاری در رهبری و مدیریت در جهان، مدیریت پروژه را در کانون توجه قرار داد. من به عنوان یک متخصص و علاقه‌مند به مدیریت پروژه، از بودن در این زمان هیجان‌زده هستم.

در این خبرنامه، می‌خواهم درباره‌ی آنچه در سال 2017 به‌عنوان اقتصاد پروژه‌ای (Project Economy) ابداع کردم، توضیح بدهم و نظرات شما را دریافت کنم، این‌که چگونه این موضوع در سطح جهانی (کلان)، اما حتی مهم‌تر از آن در سطح سازمانی (خُرد) بر ما تأثیر می‌گذارد.

جهان بیش از هر زمان دیگر، پروژه در خود خواهد دید (کلان)

از حدود سال 2010، در میانه‌ی افزایش «پروژه‌سازی» در کارها، مدیریت پروژه به یکی از بزرگترین حوزه‌های تجارت بریتانیا تبدیل شده‌است. با برآورد 156 میلیارد پوند ارزش ناخالص اضافه‌شده به اقتصاد بریتانیا توسط «مدیریت پروژه» و با 2.13 میلیون شاغل معادل تمام‌وقت، این روند احتمالاً ادامه‌دار خواهد بود. تحقیقات انجام‌شده توسط پرایس‌واترهاوس‌کوپرز (PricewaterhouseCoopers) و انجمن مدیریت پروژه (Association for Project Management) این نتیجه‌گیری را داشته‌است که این حرفه نسبت به بخش خدمات مالی یا صنعت ساخت‌وساز، سهم قابل توجه‌تری در اقتصاد بریتانیا ایفا می‌کند.

همین روند در بخش عمومی نیز در حال وقوع است. در سال 2016، سنای ایالات متحده به اتفاق آراء، اقدام «پاسخ‌گویی و بهبود مدیریت طرح‌ها» را تصویب کرد، که به لطف تلاش مؤسسه‌ی مدیریت پروژه (PMI) به رهبری مدیر عامل وقت آن، مارک لنگلی (Mark Langley) (همان سالی که من رئیس هیأت مدیره PMI بودم) خیلی سریع به قانون تبدیل شد. هدف این قانون بهبود پاسخ‌گویی و بِه‌روش‌ها در مدیریت پروژه‌ها و طرح‌ها در سرتاسر دولت فدرال ایالات متحده و تحول سیاست مدیریت برنامه‌های فدرال است. سال بعد از آن، ملکه‌ی انگلستان یک منشور سلطنتی به «انجمن مدیریت پروژه» اعطا کرد که حرفه‌ی مدیریت پروژه را به رسمیت می‌شناسد، به انجمن‌هایی که از هدف آن دفاع می‌کنند پاداش می‌دهد و برای کسانی که در رشته‌های آن فعال هستند فرصت‌های کاری فراهم می‌سازد.

سرعت «اقتصاد پروژه‌ای» فقط رو به افزایش است. بر اساس تحقیقات اخیر، ارزش فعالیت‌های اقتصادی پروژه‌محور در سراسر جهان از 12 تریلیون دلار (در سال 2013) به 20 تریلیون دلار تا سال 2027 خواهد رسید.

این‌ها میلیون‌ها پروژه هستند که هر سال
به میلیون‌ها مدیر پروژه و
حامی اجرایی نیاز دارند.

اقتصاد پروژه ای روی جلد مجلات

خوشحالم مجلات HBR را می‌بینم که بر روی جلد خود در خصوص اقتصاد پروژه‌ای صحبت می‌کنند.

آینده‌ی کار، مبتنی بر پروژه‌ها است

یک چرخش چشمگیر اتفاق افتاده‌است. ما قرنی را پشت سر گذاشته‌ایم که تحت تسلط کامل «افزایش بهره‌وری» بوده‌است، و در محیطی زندگی می‌کنیم که همیشه در حال تغییر است و پروژه‌ها به شکل گسترده‌ای در آن تکثیر می‌شوند. حالا دیگر به جای عملیات (Operations)، این پروژه‌ها هستند که موجب بقای کوتاه‌مدت و خلق ارزش بلندمدت در امروز و فردا می‌شوند. سازمان‌ها از همه نوع در حال اجرای پروژه‌های بیشتری نسبت به هر زمان دیگر هستند. همه‌ی افراد درگیر در پروژه‌ها در تمام سطوح سازمانی – کارمندان، مدیران، مدیران پروژه، رهبران ارشد و مدیران عامل – باید درک درستی از این تغییر جهت در هنگام انتخاب، اولویت‌بندی و اجرای این پروژه‌ها داشته باشند.

پروژه‌ها قبلاً یک سری وظایف موقتی بودند،
در حالی که «عملیات» دائمی بود.
اکنون تغییرات دائمی شده‌اند و
این «عملیات» است که تا تغییر بعدی وظایف،
موقتی شده‌است.

همراه با افزایش دیجیتالی‌شدن عملیات، یافتن شرکای ارزان‌تر، بهتر یا شایسته‌تر برای اجرای آنها بسیار آسان‌تر شده‌است. به دنبال این روند، خدمات وب آمازون (AWS) با ارائه‌ی بیش از 175 «عملیات» و «خدمات» با ویژگی‌های کامل، به جامع‌ترین و گسترده‌ترین سکّوی ابری مورد استفاده در جهان تبدیل شده‌است. میلیون‌ها شرکت در حال استفاده از AWS برای کاهش هزینه‌های خود، ایجاد چابکی بیشتر و نوآوری سریع‌تر هستند.

در راستای افزایش تمرکز بر نوآوری، همکاری و چابکی، کارهای بیشتر و بیشتری به شکل پروژه‌ای در حال اجرا هستند. در سال 1982، 33 درصد از درآمدها و 22 درصد از سود، حاصل از محصولات جدید بودند. طبق تحقیقات بوز آلن هامیلتون (Booz Allen Hamilton)، تنها ده سال بعد، این ارقام به ترتیب به 50 درصد و 40 درصد افزایش یافتند. کوتاه‌شدن چرخه‌های عمر محصولات به ناچار منجر به توالی سریع‌تر پروژه‌های توسعه‌ای می‌شود. از زمان معرفی اولین نسل از فولکس واگن گلف در سال 1974 تا خروج گلف سری 5 (V) از بازار در سال 2008، چرخه‌های عمر این محصول از 9 سال به 5 سال کاهش یافت که این، یک کاهش 45 درصدی را نشان می‌دهد.

راجر مارتین (Roger Martin) اولین تحصیل‌کرده‌ی رشته‌ی کسب‌وکار بود که در مقاله‌ی تحسین‌شده‌ی خود در HBR با عنوان «بازاندیشی در کارخانه‌ی تصمیم‌گیری» در مورد موضوع گذار به مشاغل مبتنی بر پروژه‌ها نوشت. در یک خبرنامه در آینده، مصاحبه‌ای که با او داشتم را با بینش‌های شگفت‌انگیز آن به اشتراک خواهم گذاشت.

در اقتصاد پروژه‌ای،
 همه‌ی ما رهبران پروژه هستیم

تحولات بیشتری در راه است؛ فناوری‌های برهم‌زننده این روند را تسریع خواهند کرد. ربات‌ها و هوش مصنوعی تقریباً تمام فعالیت‌های اداری سنتی و کارهای عملیاتی را در اختیار خواهند گرفت. تا همین حالا هم برخی از این نقش‌ها، مانند ماموران آژانس‌های مسافرتی، کارکنان بانک‌ها، مونتاژکاران کارخانه‌ها، کارمندان بسته‌بندی و توزیع، و پاسخ‌گویان مراکز تماس، یا به کل ناپدید شده‌اند یا کاملاً تغییر شکل داده‌اند.

سازمان‌ها بیش از هر زمان دیگری تمرکز خود را بر روی پروژه‌ها و کارهای پروژه‌محور معطوف خواهند کرد. پروژه‌ها هنجار جدید برای ایجاد ارزش یا در واقع برای ماندن در کسب‌وکار هستند. مهم نیست عنوان یا نقش شما چیست، چه اولین روز کاری شما در سازمان باشد و چه مدیر عامل آن باشید، اگر نگران این هستید که سازمان شما چگونه ارزش‌آفرینی می‌کند، اکنون مدیریت پروژه دغدغه‌ی شما نیز است.

من همچنین این پدیده را اقتصاد گیگ (Gig Economy) در داخل سازمان‌ها می‌نامم. در خبرنامه‌های بعدی، جزئیات بیشتری از برخی از چالش‌های مهم و فرصت‌های شگفت‌انگیز را که «اقتصاد پروژه‌ای» برای ما به ارمغان می‌آورد، پوشش خواهم داد.

نظر شما در مورد این برهم‌زننده‌ی
شهر چیست؟ آیا نشانه‌های دیگری
از اقتصاد پروژه‌ای دیده‌اید؟

با تشکر از خواندن، نظر دادن و به اشتراک‌گذاری!
هاستا لا ویستا!
آنتونیو

منتشر شده در  وب‌سایت  Linkedin
برگردان توسط حامد معین‌فر
در شرکت مهندسین فناور پندار آریا – پنداریا